سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
286
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قبلا به آن اقرار نموده و بدين وسيله او را از خود دانسته بگويد : تو فرزند من نيستى يا تو مال پدرت نمىباشى . شارح ( ره ) مىفرماين : و نيز اگر شخصى به ديگرى بگويد : مادرت در حمل و باردار شدن به تو مرتكب زنا شده است ، قذف تحقق مىيابد . و سپس مىفرماين : اگر شخص بفرزندى اقرار ننموده و بواسطه اعتراف او را به خود منتسب نساخته ولى شرع حكم بالحاق كرده باشد حال در صورتى كه فرزند را از خود سلب كند و عبارت [ لست ولدى ] يا [ لست لابيك ] يا [ زنت بك امّك ] را در حق او بگويد همچون فرض اقرار قذف تحقق مىيابد در نتيجه بايد حدّ بخورد ولى در اينجا مىتواند بواسطه لعان حدّ را از خود دفع كند بخلاف فرض اقرار كه مطلقا فرزند يعنى مقرّ به بعدا از مقرّ نفى نمىشود حتّى اگر لعان بنمايد . قوله : و لو لم يكن قد اقرّ به : ضمير در [ لم يكن ] و [ اقرّ ] به اب و در [ به ] به ولد راجعست . قوله : لكنه لا حق به شرعا : ضمير در [ لكنه ] به ولد و در [ به ] به اب عود مىكند . قوله : فكذلك : يعنى اگر الفاظ مذكور را در اينجا نيز بگويد قذف تحقق مىيابد . قوله : لكن له دفع الحد : ضمير در [ له ] به قاذف برميگردد . قوله : فانّه لا ينتفى : ضمير در [ فانّه ] به مقرّ به راجعست . قوله : مطلقا : يعنى حتّى بالعان .